شمس الدين احمد

70

خزائن الملوك ( فارسى )

و تفصيل و تصرف اين قوت در صور و معانى بتركيب و تفصيل همگى شش‌گونه است سه قسم من حيث التركيب و سه قسم من حيث التفصيل من حيث التركيب يكى آنكه تركيب بعض صور با بعض صور كند چنانچه صورت آدمى را كه مرتسم در خيال‌ست تخيل كند كه دو سر دارد يا پر و بال دوم آنكه تركيب بعض صور با بعض معانى كند چنانچه شخصى را كه مرتسم در خيال‌ست بصفت صداقت جزئيه تخيل نمايد سوم آنكه تركيب بعض معانى با بعض معانى نمايد چنانچه شخصى را كه مرتسم در خيال‌ست بصفت شجاعت به تصرف ازدياد صفت ديگر كه سخاوت‌ست تخيل كند و من حيث التفصيل يكى آنكه بعض صور را از بعض صور فصل دهد مثلا انسان را كه مرتسم در خيال‌ست پندارد كه بىسرست دوم آنكه بعض معانى را از بعض صور جدا نمايد چنانچه شخصى را كه مرتسم در خيال‌ست بىصداقت جزئيه تصور نمايد سوم آنكه بعض معانى را از بعض معانى جدا كند مثلا شخصى را كه در خيال عالم و كاتب مرتسم‌ست تخيل كند كه عالم‌ست و كاتب نيست و همين قوت را هرگاه استعمال كند عقل انسان در مدركات خود از راه ضم و فصل ناميده مىشود بمتفكره و هرگاه استعمال مىكند همين قوت را وهم در محسوسات خويش از راه ضم و فصل ناميده مىشود بمتخيله و مكان اين قوت جزو اول بطن اوسط دماغ‌ست چهارمى وهم قوتىست كه درك مىكند معانى جزئيه كه متعلق بمحسوسات و قائم‌ست با صور جزئيه مانند موافقت و مخالفت و صداقت و عداوت جزئيه مثلا بداند كه اين شخص ذى صداقتست يا ذى عداوت و حكم مىكند در محسوسات بمعانى غير محسوسه مثلا رسن در راه افتاده را در شب پندارد كه مارست و چيزى از قسم سنگ و چوب استاده را پندارد كه آدم‌ست و محل اين قوت آخر بطن اوسط دماغ‌ست پنجمى حافظه قوتىست كه نگاه مىدارد چيزى را كه درك مىكند آن را وهم از معانى جزئيهء غير محسوسه كه موجوداند در محسوسات و گويند كه خزانهء وهمست و اين قوت را متذكره و مسترجعه نيز خوانند بواسطهء استعداد او مر استنباط معانى را و تصور معانى را بسرعت و طلب اعادهء معانى مفقوده از ذهن را به شرط بقاى علم بفقدان و محل اين بطن مؤخر دماغ‌ست اما محركه بر دو قسم‌ست يكى باعثه دوم فاعله باعثه را قوت شوقيه هم گويند و شوقيه دوگونه است شهوانيه و غضبيه شهوانيه آنست كه باعث حركت باشد بسوى چيزى نافعه و غضبى آنست كه باعث حركت بود جهت دفع مضرتى و اين منفعت و مضرت فى الواقع باشد يا از روى گمان و فاعله قوتىست كه مستعد مىكند عضلات را از راه قبض و بسط و تشنج و ارخا بر تحريك اعضاى قابل الحركة و بعض اطبا قوت شهوانى و غضبى را از فاعله دانسته‌اند و خادم شوقيه گفته‌اند كذا فى الموجز و رياض الفوائد اما افعال كه صادر مىشود از قوى دوگونه است مفرد و مركب